ولرم - 3/3
خرخونین دیگه با هم بتون خوش میگذره raC!shoma ketabaye "twilight saga"ro khunDn? vaghan mahsharan 4ta ketabe fogholade twilight,newmoon,eclips,breaking dawn! khALi khube filme 1esham umade filme 2sh 1 mahe Dge miad vai khoda hatman bekhunida! madresamuno be in ketaba motad kardam shomam bekhunid albate age vaght karDn khanoooooooooooooooooooooom doctora! مرحوم ! می خواهم درخت باشم! درخت نزدیک خانه ات! ای کسانی که چشم دیدن منو ندارید ای کسانی که می خواین خفم کنین ای کسانی که همین الان آرزو کردین که کاش دمه دستتون بودم تا یه دل سیر کتکم بزنید ۸۸/۸/۸ تون مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک! معلوم نیست ۹/۹/۹۹ رو هم بتونم بتون تبریک بگم! ای نامردا! تولد ترانه بیرون بودین؟! سایه خانوم نامرد.ما که میل میدیم جواب نمی دین..دیگه دبی دبی اینو کیف میکنین دیگه!گفتم شاید یه سری به اینجا بزنی تارا،دلم به طور خاصی واست تنگ شده.۱۵۰٪ احتمال می دم که الان بلند گفتی برو گم شو بابا!اما من واقعا دلم واست تنگیده چند وقت پیشا با غزل sms بازی کردم،هفته ی پیشم 2 ساعت با ترانه حرف زدم.وای دلم برا نیکی هم تنگ شده.شمارشو گم کردم باز.فقط شماره ی باباشو دارم من برم فیزیکمو بخونم وگرنه شمسی تیکه تیکّم می کنه! بازم شرمنده که مزاحم شدم فقط دلم خیلی براتون تنگ شده من کاملا تنهام ــ ارسطو : طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود. ــ موسي : و آنگاه پروردگار ازآسمان به زمين آمد و به مرغ گفت به آن سوي خيابان برو و مرغ چنين کرد و پروردگارخشنود همي گشت. ــ مارکس : مرغ بايد از خيابان رد ميشد . اين از نظر تاريخي اجتنابناپذير بود . ــ خاتمي: چون ميخواست با مرغهاي آن طرف خيابان گفتگوي تمدنها بکند ــ رياضيدان : مرغ را چگونه تعريف ميکنيد؟ ــ نيچه: چرا که نه؟ ــ فرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان ميدهد که به نوعي عدم اطمينان جنسي دچار هستيد . آيا در بچگي شصت خود را ميمکيديد؟ ــ داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ را براي اين توانمندي رد شدن از خيابان انتخاب کرده است . ــ همينگوي: براي مردن . در زيرباران ــ اينشتين: رابطهء مرغ و خيابان نسبي است . ــ سيمون دوبوار : مرغ نماد زن وهويت پايمالشدهء اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهودهء او در فرار از سنتها و ارزشهاي مردسالارانه را نشان ميدهد ــ پاپ اعظم: بايد بدانيم که هرروز ميليونها مرغ در مرغداني ميمانند و از خيابان رد نميشوند .توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغي صحبت کنيم که از خيابان رد ميشود؟ ــصادق هدايت: از دست آدمها به آن سوي خيابان فرار کرده بودغافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر ــ شیرين عبادي : نبايد گمان کرد که رد شدن مرغ از خيابان به خاطر اسلام بوده است . در تمام دنيا پذيرفته شده که اسلام کسي را فراري نميدهد . ــ روانشناس : آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که ميخواهد از خيابان رد شود؟ ــ نيل آرمسترانگ : يک قدم کوچک براي مرغ، و يک قدم بزرگ براي مرغها . ــ حافظ : عيب مرغان مکن اي زاهد پاکيزه سرشت، که گناه دگران برتو نخواهند نوشت . ــ کافکا : ک. به آن سوي خيابان کثيف رفت . مرغ اين را ديد و به سوي ديگر خيابان فرار کرد، ضمن اينکه به ک . نگاهي بيتوجه ووحشتزده انداخت . اين ک. رامجبور کرد که دوباره به سوي ديگر خيابان برود، تا مرغ را باحضور فيزيکي خود مواجه کند ودستکم او را به احترامي وادارد که باعث گريختن مجدد او شود، کاري که براي مرغ دست کم از نظر اندازهء کوچک جثهاش دشوارتر مينمود ــ بيل کلينتون : من هرگز با مرغ تنها نبودم ــ فردوسي : بپرسيد بسيارش از رنج راه، ز کار و ز پيکار مرغ وسپاه . ــ ناصرالدينشاه : يک حالتي به ما دست داد و ما فرموديم ازخيابان رد شود. آن پدرسوخته هم رد شد ــ سهراب سپهري : مرغ را در قدمهاي خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم ــ طرفدار داستانهاي علمي تخيلي: اين مرغ نبود که ازخيابان رد شد . مرغ خيابان وتمام جهان هستي را متر وسانتيمتر به عقب راند ــ اريش فون دنيکن: مثل هر بارديگر که صحبت موجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان ميکند. مگر آنتنهاي روي سر مرغ را نديديد؟ ــ جرج دبليو بوش : اين عمل تحريکي مجدد از سوي تروريس جهاني بود و حق ما براي هر نوع اقدام متقابلي که از امنيت ملي ايالات متحده و ارزشهاي دموکراسي دفاع کند محفوظ است . ــ سعدي : و مرغي را شنيدم که درآن سوي خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردي آسيابان بود وي را گفتم : از چه رو تعجيل کني؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کن ــ احمد شاملو: و من مرغ را، درگوشههاي ذهن خويش، ميجويم .من، ميمانم. و مرغ، ميرود، به آن سوي خيابان . و من، تهي هستم، از گلايههاي دردمند سرخ ــ رنه دکارت : از کجا ميدانيد که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟ يا من؟ ــ لات محل: به گور پدرش ميخنده هيشکي نمتونه تو محل ما از خيابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده . آي نفسکش ــ بودا : با اين پرسش طبيعت مرغانهء خود را نفي ميکني ــ پدرخوانده : جاي دوري نميتواند برود . ــ فروغ فرخزاد : از خيابانهاي کودکي من، هيچ مرغي رد نشد . ــ ماکياولي : مهم اينست که مرغ از خيابان رد شد.. دليلش هيچ اهميتي ندارد. رسيدن به هدف، هر نوع انگيزه را توجيه ميکند . ــ پاريس هيلتون: خوب لابداونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بوده ــ هيتلر: اگر ارادهء ما همچنان قوي بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد ! فولاد آلماني از خيابان رد خواهد شد ــ احمدينژاد: خيابان و فناوري رد شدن از خيابان که کشورمان از آن برخوردار است حاصل رشد علمي جوانان ايران و حق ملت ايران است . ما به رد شدن از خيابان ادامه خواهيم داد .موج معنويت و بيداري در دنياي اسلام، به اميد خدا به زودي اين مرغ را از دامان دنياي اسلام پاک خواهد کرد دیگه هیچی نمیگم...۳ ماهه تمومه هیچکس اینجا هیچی نمینویسه حتی نظرم نمیده پس فقط خودمم و خودم.... اگه کسی هم همینجوری اومد اینجا نگاهی بندازه خواهش می کنم اگه می خواد بره پست های ماه های خیلی قبل رو ببینه... منم شاید دیگه نیام... این جا هم بسته میشه (غزل) اگه مطلبمون ۵ صفحه کمتره می تونیم پیشینه تحقیق هم توش بزاریم
Why mother is always so special: When I came home in the rain, Brother asked why you didn't take an umbrella. Sister advised why you didn't wait till rain stopped. Father angrily warned, only after getting cold, you will realize. But Mother, while drying my hair, said: stupid rain! Couldn't it wait till my child came home? That's MOM... خواص دارچین - Cinnamon دارچين پوست درختي است كه تا 10 متر ريشه مي كند برگ اين درخت سبز سير و داراي گلهاي برنگ سفيد مي باشد . پوست اين درخت را كنده و معمولا پودر مي كنند و در غذا يا بعنوان چاي از آن استفاده مي كنند خواص داروئي: 1.دانشگاه بوفالو-آمریکا : تجزیه و تحلیل و مطالعات بالینی نشان داده است که استرس مزمن نه تنها باعث ایجاد خستگی وفرسودگی جسمی می شود بالکه آسیبی جدی به سلامت روانی آدمی وارد می کند. همچنین ثابت شده است که استرس مزمن اثر منفی بر روی قدرت حافظه و توان یادگیری انسان دارد. استاد فیزیولوژی و بیو فیزیک دانشگاه بوفالو zhen yan پروفسور ژن یان می گوید: "هورمون های استرس می توانند عملکردی متناقض داشته باشند به این معنی که استرس هم واجد اثرات تخریبی و هم آثار حفاظتی برای بدن آدمی است. لذا می توان نتیجه گرفت که بدن ما به استرس احتیاج دارد اما این استرس نباید آنقدر زیاد باشد که موجب تخریب گردد." محققان اظهار می دارند که استرس های شدید و کوتاه باعث تقویت عملکرد دستگاه انتقال نیرو در سیستم های عصبی شده و تاثیر مثبت و شایان توجهی در قدرت حافظه و بالا بردن یادگیری افراد دارد. 2.دانشگاه دانش وتکنولوژی ووهان-چین : پژوهشگران این دانشگاه برای بررسی میزان تاثیرات استرس مزمن بر قدرت حافظه و یادگیری آزمایشات متعددی را انجام داده اند. این محققان موش های بالغی را به دو گروه تقسیم کرده و به گروهی از آن ها استرس های متناوب و نامنظم وارد کردند. آن ها مانع خوابیدن موش ها شده و در طی شش هفته و به مدت شش ساعت در روز با نور افشانی های مککرر مانع خواب آن ها شدند. پس از این مدت این گروه را با گروه پایه که زندگی عادی داشتند در مسیر ماز قرار دادن. نتایج و اندازه گیری ها Moris water maze آب موریس نشان داد که زمان رهایی از ماز برای موش های استرس دیده و موش های استرس ندیده به ترتیب 8.27 و 15.63 ثانیه بوده و می توان نتیجه گرفت که استرس های مزمن و مکرر در بالا بردن قدرت یادگیری و تقویت حافظه اثر مثبت دارد. 3.دانشگاه کالیفرنیا -ژورنال علوم عصبی : یافته های قبلی مشخص کرده بود که استرس های بلند مدت و مزمن اثرات تخریبی بر قسمت یادگیری و حافظه مغز دارد ولی امروزه آشکار گردیده استرس های کوتاه مدت (حتی برای چند ساعت) اثرات نامطلوبی بر یادگیری و حافظه باقی می گذارد. اعلام داشته که:UC Irvine از مدرسه پزشکی Tallie Z Baram دکتر "استرس امری اجتتناب ناپذیر و جزئی لاینفک از زندگی بشری است و نمی توان از آن معارفت جست. یافته های ما نقش بسیار مهمی در پیشرفت علوم داروسازی ایفا می کند و میتوان اثرات نامطلوب دارو های کاهش استرس را برطرف سازد و پاسخ صحیح تری برای این پرسش فراهم آورد که: "چرا مردم در موقعیت های پر استرس دچار فراموشی می شوند؟" " دانشجویان این مدرسه دریافته اند که علاوه بر دخالت همان نوع شناخته شده استرس (که ناشی از هورمون کورتیزول است) و در تمام بدن پخش می شود، corrticotropinاسترس های شدید باعث فعال شدن مولکولی تحت عنوان شده و آن مولکول هورمونی را در بدن آزاد می سازد که عملکرد بخش اصلی حافظه را مختل می کند. محققان این دانشگاه با آزمایشاتی که بر روی موش ها انجام داده اند دریافته اند که وجود استرس موجب از دست دادن قدرت یادگیری و حافظه است. راه های تشخیص دختر ایرانی هرگز بینی هایشان عمل کرده نیست .
My mom only had one eye. I hated her... she was such an embarrassment. مادر من فقط یك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود She cooked for students & teachers to support the family. اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me. یك روز اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره I was so embarrassed. How could she do this to me? خیلی خجالت كشیدم . آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟ I ignored her, threw her a hateful look and ran out. به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم وفورا از اونجا دور شدم The next day at school one of my classmates said, "EEEE, your mom only has one eye!" روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد و گفت هووو .. مامان تو فقط یك چشم داره I wanted to bury myself. I also wanted my mom to just disappear. فقط دلم میخواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم . كاش زمین دهن وا میكرد و منو ..كاش مادرم یه جوری گم و گور میشد... So I confronted her that day and said, " If you're only gonna make me a laughing stock, why don't you just die?!!!" روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال كنی چرا نمی میری ؟ My mom did not respond... اون هیچ جوابی نداد.... I didn't even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger. حتی یك لحظه هم راجع به حرفی كه زدم فكر نكردم ، چون خیلی عصبانی بودم . I was oblivious to her feelings. احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت I wanted out of that house, and have nothing to do with her. دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداشته باشم So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study. سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم Then, I got married. I bought a house of my own. I had kids of my own. اونجا ازدواج كردم ، واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی... I was happy with my life, my kids and the comforts از زندگی ، بچه ها و آسایشی كه داشتم خوشحال بودم Then one day, my mother came to visit me. تا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدن من She hadn't seen me in years and she didn't even meet her grandchildren. اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو When she stood by the door, my children laughed at her, and I yelled at her for coming over uninvited. وقتی ایستاده بود دم در بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد كشیدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بیاد اینجا ، اونم بی خبر I screamed at her, "How dare you come to my house and scare my children!" GET OUT OF HERE! NOW!!!" سرش داد زدم ": چطور جرات كردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟!" گم شو از اینجا! همین حالا And to this, my mother quietly answered, "Oh, I'm so sorry. I may have gotten the wrong address," and she disappeared out of sight. اون به آرامی جواب داد : " اوه خیلی معذرت میخوام مثل اینكه آدرس رو عوضی اومدم " و بعد فورا رفت واز نظر ناپدید شد . One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore . یك روز یك دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شركت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه So I lied to my wife that I was going on a business trip. ولی من به همسرم به دروغ گفتم كه به یك سفر كاری میرم . After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity. بعد از مراسم ، رفتم به اون كلبه قدیمی خودمون ؛ البته فقط از روی كنجكاوی . My neighbors said that she is died. همسایه ها گفتن كه اون مرده I did not shed a single tear. ولی من حتی یك قطره اشك هم نریختم They handed me a letter that she had wanted me to have. اونا یك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن "My dearest son, I think of you all the time. I'm sorry that I came to Singapore and scared your children. ای عزیزترین پسر من ، من همیشه به فكر تو بوده ام ، منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم ، I was so glad when I heard you were coming for the reunion. خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا But I may not be able to even get out of bed to see you. ولی من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بیام تورو ببینم I'm sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up. وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینكه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم You see........when you were very little, you got into an accident, and lost your eye. آخه میدونی ... وقتی تو خیلی كوچیك بودی تو یه تصادف یك چشمت رو از دست دادی As a mother, I couldn't stand watching you having to grow up with one eye. به عنوان یك مادر نمی تونستم تحمل كنم و ببینم كه تو داری بزرگ میشی با یك چشم So I gave you mine. بنابراین چشم خودم رو دادم به تو I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me, in my place, with that eye. برای من اقتخار بود كه پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور كامل ببینه With my love to you, با همه عشق و علاقه من به تو یک بار دیگر هم نگاه کنید باورتان نمی شود . این کمپین را چطور دیدید؟ هدف این کمین نشان دادن واقعیتهای دنیای مد بود. درست سایز من درست مطابق با مانکنهایی است که طراحان لباس به آن «سایز صفر» میگویند؛ یعنی کمتر از سایز ۳۴ زنانه. این موضوع شرمآور است. سوءاستفاده از دختران جوان و وادار کردن آنها به غذا نخوردن و تبدیل کردن آنها به یک شبح، جنایت است. چه طور به این بیماری مبتلا شدید؟ دوران کودکی من بیش از حد رنجآور و خاص بود و در این دوران ضربههای روحی شدید به من وارد شد. تلاش میکنم خودم را نجات بدهم اما با روش خودم؛ در غیر این صورت شکست میخورم. من خیلی کم غذا میخورم اما هر بار بیشتر از قبل. این مبارزهای است که هر روز باید به آن ادامه داد. من میخواهم در این مبارزه پیروز شوم، چون زندگی کردن را انتخاب کردهام. منبع : دوخت چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
One day an employee sends a letter to his boss asking for an increase in his salary!!! I am$ ure you will gue$$ what I mean and re$pond $oon. Manager ============ ========= ========= === قانون صف: اگر شما از يک صف به صف ديگري رفتيد، سرعت صف قبلي بيشتر از صف فعلي خواهد شد قانون تلفن: اگر شما شمارهاي را اشتباه گرفتيد، آن شماره هيچگاه اشغال نخواهد بود قانون تعمير: بعد از اين که دستتان حسابي گريسي شد، بيني شما شروع به خارش خواهد کرد قانون کارگاه: اگر چيزي از دستتان افتاد، قطعاً به پرتترين گوشه ممکن خواهد خزيد قانون معذوريت: اگر بهانهتان پيش رئيس براي دير آمدن پنچر شدن ماشينتان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشينتان، ديرتان خواهد شد قانون حمام: وقتي که خوب زير دوش خيس خورديد تلفن شما زنگ خواهد زد قانون روبرو شدن: احتمال روبرو شدن با يک آشنا وقتي که با کسي هستيد که مايل نيستيد با او ديده شويد افزايش مييابد قانون نتيجه: وقتي ميخواهيد به کسي ثابت کنيد که يک ماشين کار نميکند، کار خواهد کرد قانون بيومکانيک: نسبت خارش هر نقطه از بدن با ميزان دسترسي آن نقطه نسبت عکس دارد قانون تئاتر: کساني که صندلي آنها از راهروها دورتر است ديرتر ميآيند قانون قهوه: قبل از اولين جرعه از قهوه داغتان، رئيستان از شما کاري خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشيد سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.
همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.
بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا! پدرم همیشه میگوید "این خارجیها که الکی خارجی نشدهاند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان دادهاند" البته من هم میخواهم درسم رابخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج میدانم. من پدرم در میاد برم تو بلاگفا برای همین نمیتونم همش آپ کنم! صمیمانه هم از سایه خیلی تشکر میکنم که حداقل میاد نظر میده! ادامه هم هست منم برای همین آپ کردم شما هم بیاین بنویسین دیگه تابستونه فحش بده راحت باش می دونم آدم بشو نیستم => دیگه منو نمی بخشین => عذر خواهیم بی فایدست! خب پس می رم سر اصل مطلب بله؟بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــله! ما ۵شنبه و جمعه یه نمایشگاه داریم(نمیشه اسمشو بذاریم کارگاه!) از اونجایی که به شدت براش زحمت کشیدیم و پروژه هامونم آبدو(غ)خیاری نیست ، پیشنهاد می کنم قدمهاتون رو تخمه جفت چشای خانوم ساقیان بذارید و حتی برای دیدن ساختمون مدرسه هم که شده تشریف بیارید مرسی راستی،ساعت خواهرمم دستمه،آبجی(آبجیای سعیده یادتونه؟ ۲-۳ ماهه با سعیده قهرم!) اگه ساعتتو میخوای بیا بابا خواهش می کنم،،التماس می کنم ، مرگ قاتلم بیاین ببینین خوبه ها! از ما گفتن! ساعت ۹ تا ۱ (۱۳) بیاینا! شماها نمیاین لااقل بگین نیکی بیاد! راستی هم شمارم عوض شده هم به دلیل سقوط گوشیم از ارتفاع ۳.۵ متری،شماره ی هیچ کدومتونو ندارن.هیچی! آخه چند وقت پیش از پشت افتادم تو استخر خالی عمق ۲ متر.۵-۶ ساعتی تو برزخ بودم.گوشیمم به ۱۴۷ قسمت مساوی و نا مساوی تقسیم شد!شماره ی همتونم تو گوشیم بود نه سیم کارت یا memory! خلاصه شرمنده دیگه! ولی بیابنا! هیچ موضوع جذابی برای این که دربارش بنویسم یا مطلب جمع کنم پیدا نمی کنم! همچین بگی نگی مدتی است که حال ندارم! یک نفر مدت ها قبل گفته بود که از اسکار بنویسم و فعلا یک سری چرت و پرت در این زمینه دارم که بگم! من هنوز خودم دی وی دی اسکار ۲۰۰۹ رو ندیدم ولی Milk و Reader و Slumdog Millionaire و the curious case of benjamin button و Changeling و Wall-E و Revolutionary Road دیدم ولی هنوز چند تا فیلم از اسکار پارسال مونده که ندیدم! ولی باز بهترین اطلاعات برای اسکار این لینکه: http://www.oscar.com/nominees/?pn=nominees ...مامان همینجوری هی بیا اینجا چیز بنویس! این جا خالیه! همینجوری بنویس! من که متن قبلیتو نخوندم(یعنی کامل نخوندم)البته شرط می بندم که خودت هم یه بار کامل از روش نخوندی! باید از اینجا یه استفاده ای بشه!!! همینجوری بیاین چرت و پرت بنویسین! فقط بنویسین! وگرنه کله همتونو می کنم!!! جدی می گم! لطفا بیاین بنویسین!!!!!! دوست پسر!!! بیا...بیا بنویس!
![]()
![]()
(واقعا ناراحتم)
دارچين رمز جواني است و مصرف روزانه آن انسان را سلامت جوان نگه مي دارد .
دارچينكليه را گرم مي كند و ضعف كمر و پاها راازبين مي برد و كم خوني را درمان مي كند .
دارچين بهترين دارو براي دردهاي عضلاني است و جديدا در آمريكاي شمالي و كانادا كرم هايي ببازار آمده كه داراي دارچين است و براي رفع درد بكار مي رود .
حتما تا بحال متوجه شده ايد كه بعد زا خوردن يك دونات دارچين در همه چيز را زيبا مي بينيد و چقدر آرام هستيد . اين خاصيت دارچين است زيرا دارچين اثر آرام كنده وشاد كننده درد و از بسياري از داروهاي آرام بخش بهتر است . و در حقيقت مي توان گفت دارچين واليوم گياهي است زيرا در دارچين ماده اي است بنام Cinnamodehyde كه روي حيوانات و انسان اثر آرام بخش دارد .
دارچين رگها را باز مي كند و اثر خوبي در گردش خون دارد .
دارچين خاصيت عجيب ديگري دارد و آن قوي كردن مصونيت بدن در مقابل امراض است و حتي مي توان گفت كه اثر پني سيلين و آنتي بيوتيك را به مقدر زيادي دارا است . اگر حس كرديد كه ضعيف شده ايد و ممكن است مريض شويد چاي دارچين را فراموش نكنيد و حتي اگر سرما خورده ايد يا ضعف شديد داريد چاي دارچين بهترين دارو است .
یکی از خواص دارچین این است که باعث افزایش کارآیی هورمون انسولین در بدن می شود و در نتیجه بدن نیاز کمتری به این هورمون برای کنترل قند خون پیدا می کند. بسیاری از افراد مبتلا به دیابت گزارش داده اند که مصرف یک قاشق چایخوری دارچین در روز تاثیر بسیار مثبتی بر قند خونشان داشته است.
همچنین برخی تحقیقات نشان دهنده تاثیر مثبت دارچین در کاهش فشار خون بوده است.
دارچین خاصیت عجیب دیگری دارد و آن تقویت سیستم ایمنی بدن در مقابل بیماری هاست و حتی می توان گفت كه اثری مشابه پنی سیلین و آنتی بیوتیك دارد.
اگر حس كردید كه ضعیف شده اید و ممكن است مریض شوید، چای دارچینی را فراموش نكنید و حتی اگر سرما خورده اید یا ضعف شدید دارید، چای دارچین بهترین داروست
- موهایشان خدادادی طلائی است و مادر زادی مش داره .
- وقتی از کنار هم رد میشن هرگز به هم چپ چپ نگاه نمی کنند.
- تمام زیور آلاتشان طلاوجواهرات اصل است.
- تا قبل از ازدواج هر گز ابروهایشان را بر نمی دارند.
- بدون اجازه خانواده شان هیچ جا نمیرن .
- وقتی باهاشون دوست شدی هفته دوم باید بری خواستگاری .
- همیشه سر بی زیر هستن و به هیچ غریبه ای نگاه نمی کنند (خدا به خیر کنه ...)
حالا توضیح را بخوانید:
این عکس در یک بیابان موقع غروب آفتاب گرفته شده درست از بالای سر شتر ها انچه به رنگ سیاه میبینید در واقع سایه شتر است .شتر های واقعی به صورت خطوط کمی سفید رنگ در تصویر مشاهده میشوند این عکس جایزه بهترین عکاسی از طبیعت را گرفته است .حالا یک بار دیگر با دقت نگاه کنید

به چه دلیل اندامتان را در این پوستر تبلیغاتی به نمایش گذاشتید؟
اندامی را که از آن متنفرم، به نمایش گذاشتم تا دختران جوان در سر تا سر دنیا و دستاندرکاران مد متوجه بشوند که دیکتاتوری لاغری، تا چه اندازه وحشتناک است. لاغری بیش از حد باعث مرگ میشود و لاغری یعنی همه چیز به غیر از زیبایی. من میخواستم رنج خودم را فریاد بکشم.
چطور با الیویرو توسکانی آشنا شدید؟
شنیده بودم که اولیویرو توسکانی برای کمپین ضد لاغریاش، به دنبال دختر جوانی میگردد که واقعاً به بیماری انورکسیا مبتلا باشد. چون خودم هم از ۱۰ سال پیش دچار این بیماری بودم، بلافاصله درگیر این کمپین شدم. اولیویرو توسکانی را چند ساعت قبل از عکاسی ملاقات کردم.
بعضی از مانکنها برای نجات خانوادههایشان از فقر به چنین شرایطی ادامه میدهند. سال گذشته در برزیل دو مانکن جان خود را از دست دادند. طراحان لباس، بیمسئولیت هستند و از دختران جوانی که حاضرند برای وارد شدن به دنیای مد دست به هر کاری بزنند، سوءاستفاده میکنند.
نظر شما درباره مد «پرو انا» یا طرفدار انورکسیا چیست؟
آیا تصویر شما میتواند باعث پیشگیری از گسترش این بیماری بشود؟
مسلماً. اگر من در زمانی که در اوج این بیماری بودم، یعنی در سن بین ۱۳ تا ۱۵ سالگی چنین تصویری را میدیدم، حتما به خودم میگفتم: «من نمیخواهم شبیه این دختر جوان باشم که بدنش مثل زنان پیر، تکیده است» امیدوارم که این پوستر تبلیغاتی بتواند جان دخترهای جوان، حتی یک نفرشان را نجات بدهد.
آیا میدانید که نصب پوستر تبلیغاتی شما در فرانسه ممنوع شده است؟
خیر، نمیدانستم اما واقعا از این مسأله متأسفم. ما در فرانسه چشمان خود را به روی واقعیت بستهایم. به عنوان مثال، دنیای مد، پشت پرده زندگی واقعی مانکنهای معروف را نشان نمیدهد.ما در پشت صحنه مد، با آرایش صورت و آرایش مو و لباسها، جنازهها را پنهان کردهایم.
آیا همچنان به این بیماری مبتلا هستید؟
dukht.com
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند
2- چرا مردها همیشه خوشحالند؟
چون آدم های بی خیال فقط می خندند
3- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند
4- اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم می کند
5- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد
6- ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند
7- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد
8- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند
9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم
10- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
1- فکری ندارند 2- کاری ندارند
11- در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست
12- اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت
خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد
13- آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد
14- یک وضعیت غیر قابل كنترل چیست؟
144 مرد در یک اتاق
15- برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
3 تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد
16- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
''کثیف'' و '' کثیف اما قابل پوشیدن''
17- تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 میلیون تومانی بخرد و
یک سیستم صوتی 4 میلیون تومانی بر روی آن نصب کند
18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند ''تو خیلی نازی عزیزم''
19- یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها
20- شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند
21- چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری، جفت خود را می کشند؟
به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند
22- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند
23- آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد
24- رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟
در سیرک كسی صحبت نمی کند
25- چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند
26- شما با مرد مجردی که تصور می کند بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟
او را مبادله می کنیم
27- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند
28- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صدای زیاد ایجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند
29- فرق یک شوهر جدید با یک هاپوی جدید در چیست؟
بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید
30- نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند
Dear Bo$$
In thi$ life, we all need $ome thing mo$t de$perately. I think you $hould be under$tanding of the need$ of u$ worker$ who have given $o much $upport including $weat and $ ervice to your company.
Your$ $incerely,
Norman $oh
The next day, the employee received this letter of reply:
Dear NOrman,
I kNOw you have been working very hard. NOwadays, NOthing much has changed. You must have NOticed that our company is NOt doing NOticeably well as yet.
NOw the newspaper are saying the world`s leading ecoNOmists are NOt sure if the United States may go into aNOther recession. After the NOvember presidential elections things may turn bad.
Yours truly,

تازه دایی دختر عمهی پسر همسایهمان در آمریکا زندگی میکند. برای همین هم پسر همسایهمان آمریکا را مثل کف دستش میشناسد. او میگوید "در خارج آدمهای قوی کشور را اداره میکنند"
مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد... البته آن قسمتهای بیتربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. اما در ایران هر آدم لاغر مردنی را می گذارند مدیر بشود. خارجیها خیلی پر زور هستند و همهشان بادی میل دینگ کار میکنند. همین برجهایی که دارند نشان میدهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کردهاند.
ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامههای علمی آن را نگاه میکنیم. تازه من کانالهای ناجورش را قلف کردهام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند. این آمریکاییها بر خلاف ما آدمهای خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل میکنند و بوس میکنند. اما در فیلمهای ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم مینشینند. همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.
در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمیشود و نخبههای علمی کشور مجبور میشوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش میشوند. مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان میدهد که از یک خانوادهی کارگری بوده، اما تا میفهمند که نخبه است به او خیلی بودجه میدهند و او هم برق را اختراع میکند. پسر همسایهمان میگوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان مجبور بودیم شبها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم.
از نظر فرهنگی ما ایرانیها خیلی بیجمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تنپرور هستیم و حتی هفتهای یک روز را هم کلاً تعطیل کردهایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایهمان شنیدم که در خارج جمعهها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرفهای پسر همسایهمان از بی بی سی هم مهمتر است.
ما ایرانیها ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من میگوید "تو به خر گفتهای زکی". ولی خارجیها تیز هوشان هستند. پسر همسایهمان میگفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان میروند و آخرش هم بلد نیستند یک جملهی ساده مثل I lav u بنویسند. واقعن جای تعسف دارد
رای مونو بدیم به حاجی محمود تا دوباره پولامونو کنه دود
بنزینامونوکمو کمترکنه سهمیه بندییامونوکم کنه
برقامونو قطع بکنه همیشه آخه اگه عراق نده نمیشه
تا بیادو به غزه کمک کنه مغزای کشورمونو دک کنه
بیاد بگه کی روسری سرش نیس پس چرا هیشکی پیش همسرش نیست
بیاد دوباره مارو تو خواب کنه ممملکتو به باد بده خاک کنه
بیاد بازم بره توی آمریکا طرفداری کنه از این عربها
بیاد بگه انرژی هسته ای بدون توجه به هیچ بسته ای
بیاد بپوشه کاپشنای ضایع آبرومونو ببره توی لاحه
بیاد بگه که مامیتوانیم پول ودوا به دنیا برسانیم
بیاد به این سیاها کمک کنه سرمایه های ارضی رو کم کنه
بیاد دوباره بره تو ورزشگاه آخر بشن تیم های ملی ما
کرور کرور پول جیب دولت کرده چه فایده او با ملتش بد کرده
ما که شدیم قهرمان هسته ای ملت بدبخت به چی دل بسته این
همه میگن اگه که رای بیاره کشورو توی منجلاب میزاره
میگه اگه ایندفعه من رد بشم بازم میرم کافرو مرتد میشم
تنها شانسی که تو ژنو آورده این بود که اون هم لنگه کفش نخورده
خلاصه اینکه مردم خوش باور شعرم تموم شد خدایارویاور
اگه هنوز به محمودعادت کردید بدونید که به خلق خیانت کردید
اگه میخواین برین بهش رای بدین ولی بدون ایرانو ازدست میدین
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |






































